"نشان زنده بودن، خطر کردن است. جهیدن است. بی تکیه گاه بار سفر بستن است. به حادثه تن دادن، به انتهای راه نیندیشیدن، با این همه جرئت کردن است:
حقیقت در راه بودن است
ما نه می رویم نه می آئیم
ما در دستان زمانیم
می دانی که ما از سرآغاز در سیرانیم
ما بر فراز دره ها پل ایم
عشق ورزیدن نشان زنده بودن است. جهش است، پرتابی است که به مرگ، به زندگی واقعی منتهی می شود و ناگهان فرشته به مقام آدمیت می رسد.
لحظه
سقوط است
عشق جرئت و جهیدن است
سقوط تا بی انتهاست
و دیگری است اعماق ما
اعماق نه به معنای دوزخ بلکه آن بی انتهایی که آغوشش را به روی سقوط می گشاید و بر خلاء ملکوتی پیروز می شود.
رهایی دیگری است
نگاه کن
همه دروازه ها گشوده شدند."
حقیقت در راه بودن است
ما نه می رویم نه می آئیم
ما در دستان زمانیم
می دانی که ما از سرآغاز در سیرانیم
ما بر فراز دره ها پل ایم
عشق ورزیدن نشان زنده بودن است. جهش است، پرتابی است که به مرگ، به زندگی واقعی منتهی می شود و ناگهان فرشته به مقام آدمیت می رسد.
لحظه
سقوط است
عشق جرئت و جهیدن است
سقوط تا بی انتهاست
و دیگری است اعماق ما
اعماق نه به معنای دوزخ بلکه آن بی انتهایی که آغوشش را به روی سقوط می گشاید و بر خلاء ملکوتی پیروز می شود.
رهایی دیگری است
نگاه کن
همه دروازه ها گشوده شدند."
اکتاویوپاز
اما...
تنها خنده ای تلخ می ماند به اشکها، به خطرها، به ملکوت، به رهایی، به...
اما هنوز در خونمان زندگی جریان دارد و عطش زیست نه برای تهوع که برای بودن نفس می کشد...
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387  توسط خودم
|
جنجال چشمهایم فریاد می کشد
فریاد مظلومانه نزیستن، فریاد آب بر بنزین
طغیانی چپ
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  توسط خودم
|
چه بند است! چه زنجیر! که برپاست خدایا؟!؟
از قدیم الایام گفته اند مردگان را در قبرستان دفن می کنند. نمی دانم به کدامین رسم امروز چنین نمی کنند و معترضین را در بند به خفقان می خوانند!!!
دانشگاه قبرستان است یا حیات علم؟؟؟!!!
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387  توسط خودم
|
"... ما را از بيگانگي ميرهاند
و در ميان ما تخم انس و الفت ميپراكند
و آميزش ما را با يكديگر تحت نظام و قاعده در ميآورد.
به ما مردمي و مهرباني ميبخشد و خشونت و كينه را از ما دور ميسازد..."
و در ميان ما تخم انس و الفت ميپراكند
و آميزش ما را با يكديگر تحت نظام و قاعده در ميآورد.
به ما مردمي و مهرباني ميبخشد و خشونت و كينه را از ما دور ميسازد..."
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387  توسط خودم
|

